تبليغاتX
امیرپاشا

امیرپاشا

 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

(تغییر مسیر از ادوارد دست قیچی)
پرش به: ناوبری, جستجو
ادوارد دست‌قیچی
Edward Scissorhands

شعار بالای پوستر: داستان یک
مرد شریف غیرمعمولی
زیرنویس پوستر: او هیچ چیز به‌جز بیگناهی نمی‌شناسد
و هیچ چیز به‌جز زیبایی نمی‌بیند.
کارگردان(ان) تیم برتون
تهیه‌کننده(ها) دنیس دی نووی
نویسنده(ها) تیم برتون
بازیگران جانی دپ
وینونا رایدر
داین ویست
الن آرکین
انتونی مایکل هال
وینسنت پرایس
موسیقی دنی الفمن
توزیع‌کننده فاکس قرن بیستم
تاریخ انتشار United States:
۷ دسامبر ۱۹۹۰
Australia:
۲۱ مارس ۱۹۹۱
United Kingdom:
۲۶ ژوئیه ۱۹۹۱
مدت زمان ۱۰۵ دقیقه
کشور ایالات متحده
زبان انگلیسی
بودجه ۲۰ میلیون دلار
صفحه در وب‌گاه IMDb
صفحه در وب‌گاه All Movie

ادوارد دست‌قیچی (به انگلیسی: Edward Scissorhands) یک فیلم آمریکایی کمدی درام و فانتزی، ساختهٔ تیم برتون در سال ۱۹۹۰ با بازی جانی دپ. فیلم داستان مردی به نام ادوارد، یک موجود ناتمام، که به جای دست‌هایش قیچی دارد را بیان می‌کند. ادوارد توسط یک خانواده در حومه شهر برده و عاشق دختر نوجوان آن‌ها می‌شود.

[ویرایش] داستان

پگی یک فروشنده از شرکت ایوان است که هیچ درآمد خوبی ندارد.روزی او به قصر بزرگی در حومه شهرک شان می رود و در آنجا یک موجود شبیه به انسان می بیند که به جای دستانش قیچی دارد.او می فهمد که در آنجا مخترعی زندگی می کرده و آن موجود را می ساخته که قبل از تمام کردن دستانش می میرد.نام آن موجود ادوارد است.

پگ ادوارد را به خانه خود می آورد و او را با شوهرش بیلی و پسرش کوین و دخترش کیم آشنا می کند.ادوارد عاشق کیم ممیشود و در دل همسایگانشان جا باز می کند.او به آنها در آرایشگری و باغبانی کمک می کند.اما کیم خود نیز یک دوست پسر به نام جیم دارد.

جیم برای ماندن با کیم به پول نیاز دارد و به فکر سرقت از خانه خودش از دست پدر و مادرش می افتد.او ادوارد را که او را موجودی بی ارزش میداند را وادار به بازکردن درها در تاریکی می کند ولی پلیس سر میرسد.جیم و کیم فرار می کنند و ادوارد شبی را در کلانتری می گذراند و نامی از دوستانش که قصد دزدی داشتند نمی برد.کیم رفته رفته بعد از این کار ادوارد به او علاقه مند می شود.

از آن طرف مسئله دزدی ادوارد را از چشم همسایه می اندازد.پگی،مادر خانواده،تصمیم به گرفتن یک مهمانی مخصوص کریسمس میگیرد تا اوضاع عوض شود.در این حال ادوارد نیز مشغول تزئین خانه‌است و کیم بیشتر از همیشه تحت تاثیر او قرار می گیرد.اما در همین حال جیم دوست پسر او سر می رسد و ادوارد را هول می کند که کیم ر ازخمی کند.کیم زخمی می شود و جیم بشدت ادوار درا می رنجاند و ادوارد فرار می کند. کیم هم جیم راسرزنش کرده و او را بیرون می کند.سپس پدر و مادرش میروند تا ادوارد سرخورده را پیدا کنند.

کوین که خانه دوستش بوده و از هیچ چیز خبر ندارد بی محابا از خیابان رد می شود.جیم که حسابی ناراحت شده و قصد بازگشت به خانه کیم را دارد با اتومبیل و با سرعت از خیابان رد می شود .ادوارد که تمام این‌ها را دیده روی کوین می پرد و او را نجات می دهد، هرچند که به خاطر قیچی های دستش او را زخمی می کند.

مردم از خانه هایشان بیرون می آیند چون فکر میکنند ادوارد بدطینت به خیال خودشان کوین را از عمد زخمی کرده‌است.همه جمع می شوند و کیم هم خود را به این موقعیت می رساند و آرام زمزمه می کند که ادوارد فرار کند.

ادوارد به طرف قصرش فرار می کند و پلیس هم به‌دنبال اوست.کیم خود را مخفیانه به قصر می رساند و ادوارد ر امی بیند و به او می گوید که دوستش دارد.در همین موقعیت جیم از راه می رسد و ادوارد را مورد حمله قرار می دهد و ادوارد هم او را می کشد و بعد از کیم خداحافظی می کند.

وقتی مردم به قصر می رسند کیم به دروغ به آنها می گوید که جیم و ادوارد هر دو مرده‌اند.سپس به همگی به خانه هایشان برمی گردند.

سال‌ها بعد کیم که پیر شده این داستان را برای نوه اش تعریف می کند و می گوید که دیگر هیچ وقت ادوارد را ندیده‌است.در عین حال ادوارد هم بعد از سال‌ها در قصرش هنوز زندگی می کند و هر روز به گل هایش می رسد و تندیس هایی از کیم می سازد و با آرامش به یاد او زندگی می کند.

[ویرایش] بازیگران


Clapboard-Small.gif این نوشتار دربارهٔ فیلم و سینما، خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

[ویرایش] منابع

الگو:آثار تیم برتون

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 5:24 بعد از ظهر  توسط امیرپاشا  | 

تخت جمشید
میراث جهانی یونسکو

اطلاعات اثر
نام کشور پرچم ایران ایران
نوع فرهنگی
معیارها i, iii, vi
شماره ثبت ۱۱۴
منطقه آسیا-اقیانوس آرام
تاریخچه
تاریخ ثبت ۱۹۷۹
نمایی از «کاخ آینه» در تخت جمشید

تَختِ جَمشید یا پارسه نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که سالیان سال پایتخت تشریفاتی امپراطوری ایران در زمان دودمان هخامنشیان بوده‌است. باور تاریخدانان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی که در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید [۱] و احتمالا بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود نمود. با این‌حال ویرانه‌های این مکان هنوز هم در مرودشت در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است و باستان شناسان از ویرانه‌های آن نشانه‌های آتش و هجوم را بر آن تایید می‌کنند.

این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] نام تخت جمشید

نام تخت جمشید در زمان ساخت «پارسَه»[۲] به معنای «شهر پارسیان» بود. یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه‌شهر») خوانده‌اند. در فارسی معاصر این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران می‌نامند که در شاهنامه فردوسی نیز آمده‌است.

[ویرایش] چگونگی ساخت

قدیمی‌ترین بخش تخت جمشید بر پایهٔ یافته‌های باستان‌شناسی مربوط به سال ۵۱۵ پیش از میلاد است. آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده‌است ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت، به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داريوش بزرگ آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس خشت نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بی‌شماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمهٔ کارگری نیز استفاده می‌کردند.ساخت این مجموعه بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال به طول انجامید.

[ویرایش] مکان و چگونگی سازه

یکی از سرستون‌های پیشنهادی که مورد تایید قرار نگرفته بود به همین دلیل در آن محل مدفون شده بود

کاخ‌های تخت جمشید در نزدیکی رود کوچک پلوار که به رود کر می‌ریزد ٬ بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شده‌اند در حالی که طرف شرقی ان بر روی کوه رحمت است و سه طرف دیگر با دیوارهای حافظ شکل داده شده‌اند.دیوارهای حافظ با توجه به شیب زمین تغییر ارتفاع می‌دهند.

وسعت‌ کامل کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید ۱۲۵ هزار متر مربع‌ است که[۳] از بخش‌های‌ مهم‌ زیر تشکیل‌ یافته‌ است‌:

  • کاخ‌های‌ رسمی‌ و تشریفاتی‌ تخت جمشید (کاخ دروازه ملل)
  • سرای‌ نشیمن‌ و کاخ‌های‌ کوچک‌ اختصاصی‌
  • خزانه‌ٔ شاهی‌
  • دژ و باروی‌ حفاظتی‌

[ویرایش] پژوهش‌های باستان‌شناسی

اولین کاوش‌های علمی در تخت جمشید توسط ارنست امیل هرتزفلد المانی در ۱۹۳۱ صورت گرفت.وی توسط مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو فرستاده شده بود.یافته‌های وی هنوز در این موسسه نگه داری می‌شوند. هرتزفلد معتقد بود دلیل ساخت تخت جمشید نیاز به جوی شاهانه و باشکوه٬ [۴]٬ نمادی برای امپراتوری پارس و مکانی برای جشن گرفتن وقایع خاص به خصوص نوروز بوده‌است.به دلایل تاریخی تخت جمشید در جایی که امپراتوری پارس پایه گذاشته شده بود ساخته شده‌است.هر چند در زمان مرکز امپراتوری نبوده‌است.

معماری تخت جمشید به دلیل استفاده از ستون‌های چوبی مورد توجه قرار گرفته‌است.معماران تخت جمشید فقط زمانی از سنگ استفاده کرده‌اند که بزرگترین سرو‌های لبنان یا ساج‌های هند اندازه‌های لازم برای تحمل سقف را نداشته‌اند.[۵] در حالی که ته ستون‌ها و سر ستون‌ها از سنگ بوده‌اند.

[ویرایش] پلکان‌های ورودی سکو و دروازهٔ ملل

ورود سکو، دو پلکان‌ است‌ که روبروی یکدیگر و در بخش شمال غربی مجموعه قرار دارندکه همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد. این پلکان‌ها از هر طرف‌ ۱۱۱ پله‌ٔ پهن‌ و کوتاه(به ارتفاع۱۰ سانتیمتر)‌ دارند. بر خلاف عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پله‌ها به خاطر این بوده که اسب‌ها نیز بتوانند از پله‌ها بالا بروند، پله‌ها را کوتاهتر از معمول ساخته‌اند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای‌ پلکان‌ها، بنای‌ ورودی‌ تخت‌ جمشید، «[دروازه‌ بزرگ‌]» یا «[دروازه خشایارشا|دروازهٔ خشایارشا]» یا دروازه ملل، قرار گرفته‌است. ارتفاع این بنا ۱۰ متر است. این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته‌است که امروزه بقایای دروازه‌های آن برجاست. بر دروازهٔ غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی‌ با سر انسانی‌ حجاری‌ شده‌ است‌. این دروازه‌ها در قسمت فوقانی با شش کتیبهٔ میخی تزیین یافته‌اند. این کتیبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان می‌کند که: «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته‌است.»[۶]

دو دروازه‌ خروجی‌ یکی‌ رو به‌ جنوب‌ و دیگری‌ رو به‌ شرق‌ قرار دارند و دروازه جنوبی‌ رو به‌ کاخ‌ آپادانا، یا کاخ‌ بزرگ‌ بار، دارد.

[ویرایش] پلکان‌های کاخ آپادانا

جزئیات حجاری‌های پلکان روبه‌شمال کاخ آپادانا که نظامیان هخامنشی را نمایش می‌دهد.

کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکان‌های شرقی این کاخ که از دو پلکان - یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب - تشکیل شده‌اند، نقوش حجاری‌شده‌ای را در دیوار کنارهٔ خود دارند. پلکان رو به شمال نقش‌هایی از فرماندهان عالی‌رتبهٔ نظامی مادی و پارسی دارد در حالی که گل‌های نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شده‌است. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می‌شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند، دیده می‌شود.

بر دیوارهٔ پلکان رو به جنوب تصاویری از نمایندگان کشورهای مختلف به همراه هدایایی که در دست دارند دیده می‌شود. هر بخش از این حجاری اختصاص به یکی از ملل دارد که در شکل زیر مشخص شده‌اند :

۱- مادی‌ها ۲- ایلامی‌ها ۳- پارت‌ها ۴- سغدی‌ها ۵- مصری‌ها ۶- باختری‌ها ۷- اهالی سیستان ۸- اهالی ارمنستان ۹- بابلی‌ها ۱۰- اهالی کلیکیه ۱۱- سکاهای کلاه‌تیزخود ۱۲- ایونی‌ها ۱۳- اهالی سمرقند ۱۴- فنیقی‌ها ۱۵- اهالی کاپادوکیه ۱۶- اهالی لیدی ۱۷- اراخوزی‌ها ۱۸- هندی‌ها ۱۹- اهالی مقدونیه ۲۰- اعراب ۲۱- آشوری‌ها ۲۲- لیبی‌ها ۲۳- اهالی حبشه

[ویرایش] کاخ آپادانا

پلان و جزئیات ستون‌های تخت جمشید

کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ بنا شده‌است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده‌است.

این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می‌یابد. کاخ آپادانا از ۷۲ ستون تشکیل شده‌است که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل میباشد

[ویرایش] کاخ تچر

تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی می‌باشد.این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده‌است. روی کتیبه‌ای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»

این کاخ یک موزه خط به شمار می‌رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون‌ها از نمای جلویی‌های مصری استفاده شده‌است. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایارشا و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شده‌است

[ویرایش] کاخ هَدیش

این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده‌است در مرتفع‌ترین قسمت صفهٔ تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنی‌ها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگ‌ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ‌ها به خاطر حرارت است. اینجا مکان کوچکی بوده ۶*۶ ستون قرار داشته‌است. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی‌ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده‌اند. هدیش به معنای جای بلند میباشد و چون خشایارشا نام زن دوم او هدیش بوده‌است نام کاخ خود را هدیش میگذارد این کاخ در جنوبی ترین قسمت صفه قرار دارد و قسمت‌های زیادی از کف از خود کوه میباشد

[ویرایش] کاخ ملکه

این کاخ توسط خشایارشا ساخته شده‌است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین‌تری قرار گرفته‌است. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرق‌شناس مشهور، پرفسور ارنست امیل هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته‌است.

[ویرایش] ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی

این ساختمان که از چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شده‌است با دیوار عظیمی از بقیهٔ تخت جمشید جدا می‌شود.

[ویرایش] کاخ صدستون

وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع است و سقف آن به‌وسیلهٔ صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشته‌اند، بالا نگه داشته می‌شده‌است.


[ویرایش] کاخ‌ شورا

به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی میگویند. احتمالاً شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می‌پرداخته‌است. با توجه به نقوش حجاری شده، از یکی از دروازه‌ها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج می‌شده‌است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می‌گویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.

[ویرایش] آرامگاه‌های شاهنشاهان

در فاصله ۶ و نیم کیلومتری از تخت جمشید نقش رستم قرار دارد.در نقش رستم آرامگاهای شاهنشاهانی مانند داریوش بزرگ ٫ خشایارشا ٫ اردشیر یکم و داریوش دوم واقع است.آرامگاه پنجمی هم هست که نیمه کاره باقی مانده و احتمالا متعلق به داریوش سوم است.

[ویرایش] سرانجام تخت جمشید

پلکان ورودی کاخ آپادانا

مجموعه‌ کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید، در سال‌ (۳۳۰ پیش‌ از میلاد) به‌ دست‌ اسکندر مقدونی به‌ آتش‌ کشیده‌ شد و تمام‌ بناهای‌ آن‌ به‌ صورت‌ ویرانه‌ در آمد.[نیازمند منبع] از بناهای‌ بر جای‌ مانده‌ و نیمه‌ ویرانه‌، بنای‌ مدخل‌ اصلی‌ تخت‌ جمشید است که‌ به‌ کاخ‌ آپادانا معروف‌ است‌ و مشتمل‌ بر یک‌ تالار مرکزی‌ با ۳۶ ستون‌ و سه‌ ایوان‌ ۱۲ ستونی‌ درقسمت‌های‌ شمالی‌، جنوبی‌ و شرقی‌ است‌ که‌ ایوان‌های‌ شمالی‌ و شرقی‌ آن‌ به‌وسیله‌ پلکان‌هایی‌ به‌ حیاط‌های‌ مقابل‌ متصل‌ و مربوط‌ می‌شوند. بلندی‌ صفه‌ در محل‌ کاخ‌ آپادانا ۱۶ متر و بلندی‌ ستون‌های‌ آن‌ ۱۸ متر است‌. این‌مجموعه‌ در فهرست‌ آثار تاریخی‌ ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌.

[ویرایش] سنگ‌نبشته‌ها

[ویرایش] سنگ‌نبشته‌های داریوش بزرگ

  • شش رَج به سه زبان چندین بار روی چهارچوب‌های اندرونی کاخ داریوش، بالای نگاره‌های داریوش و هم‌راهانش آمده‌است. «داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ویشتاسپ هخامنشی، کسی که این کاخ را ساخت»
  • یک رَج به سه زبان روی پوشاک داریوش؛ هم اکنون در بخش نشان‌های نسک‌خانهٔ میهنی پاریس نهاده‌است. «داریوش شاه بزرگ، پسر ویشتاسب هخامنشی»
  • رَج به سه زبان، هجده بار روی رخبام پنجرهٔ همان اندرونی کاخ داریوش بسامد شده‌است. «رخبام پنجره سنگی ساخته شده در کاخ داریش شاه»
  • بیست و چهار رَج تنها به زبان پارسی باستان، روی دیوار جنوبی کاخ داریوش. ۰۱ اهورامزدای بزرگ، بزرگ‌ترین ِ بغان، او داریوش شاه را آفرید، او شهریاری را به او ارزانی داشت؛ بخواست اهورامزدا داریوش شاه است. ۰۲ داریوش شاه گوید: این کشور پارس که اهورامزدا به من ارزانی داشت، زیبا، دارنده‌ اسبان خوب، دارندهٔ مردان خوب، به خواست اهورامزدا و نیز من داریوش شاه، از دیگری نمی‌ترسد. ۰۳ داریوش شاه گوید: اهورامزدا مرا یاری کند، با بغان خاندان شاهی و این کشور را اهورامزدا از دشمن، از خشک‌سالی، از دروغ بپاید! به این کشور نه دشمن، نه خشک‌سالی، نه دروغ بیاید؛ این را من چون بخشایشی از اهورامزدا با بغان خاندان شاهی درخواست می‌کنم. باشد که این نیکی را اهورامزدا با بغان خاندان شاهی به من بدهد.
  • به زبانهای ایلامی و اکدی هر کدام بیست و چهار رَج. نوشتهٔ پارسی باستان ندارد. ۰۱ من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای بسیار، پسر ویشتاسپ هخامنشی هستم. ۰۲ داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این‌ها هستند کشورهایی که من افزون بر مردم پارسی، از آنِ خود کردم، که از من ترسیدند و به من باژ دادند: ایلام، ماد، بابل، ارابایه، آشور، مسر، ارمنیه، کبدوکیه، سارد، ایونی‌هایی خشکی و (آن‌ها) که کنار دریا هستند، و کشورهایی که آن سوی دریا هستند، اسَگرتیا، پارت، زرنگ، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، ثتگوش، رخج، سند، گندار، سَکَ، مَکَ. ۰۳ داریوش شاه گوید: اگر اینگونه بیندیشی «از دیگری نترسم» این مردم پارس را بپای؛ اگر مردم پارس پاییده شوند، از این پس شادی پیوسته به دست اهورا بر این خاندان فرو خواهد رسید.
  • سه زبانه، پارسی باستان ده رَج، ایلامی هفت رَج و اکدی هشت رَج، روی دو لوح طلایی و دو لوح سیمین که هم اکنون در تهران نگه‌داری می‌شوند. ۰۱ داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ویشتاسپ هخامنشی. ۰۲ داریوش شاه گوید: این است شهریاری که من دارم، از سکاهای آن سوی سغد، از آن جا تا کوش (اتیوپی)، از هند، از آن جا تا سارد، که آن را اهورامزدا،؛ بزرگ‌ترین ِ بغان بر من ارزانی داشت. اهورامزدا مرا و خاندان مرا بپاید.
  • سه زبانه هر زبان یک رَج، روی دست‌گیرهٔ دری از سنگ لاجورد ساختگی. «دست‌گیرهٔ در از سنگ گران‌بهایی ساخته شده در کاخ داریوش شاه»[۷]

[ویرایش] سنگ‌ نوشته‌های خشایارشا:

  • خدای بزرگ اهورامزدا است، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که آدم را آفرید، که شادی را برای آدم آفرید، که خشایارشا را شاه کرد٬ یک شاه از بسیاری٬‌یک فرمان‌دار از بسیاری.
  • من خشایارشا٬ شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمین‌های دارندهٔ همه گونه مردم‌، شاه در این زمین ِ بزرگِ دور و دراز. پسر داریوش شاه هخامنشی.
  • شاه خشایارشا گوید: به خواست اهورامزدا این دالانِ همه کشورها را من ساختم. بسیار (ساختمان) خوب دیگر در این (شهر) پارس ساخته شد٬ که من ساختم و پدر من ساخت. هر بنایی که زیبا دیده می‌شود ٬‌آن همه را بخواست اهورامزدا ساختیم.
  • شاه خشایارشا گوید: اهورامزدا مرا و شهریاری مرا بپاید و آن چه را که به دست من ساخته شده و آن چه را که به دست پدر من ساخته شده، آن را اهورامزدا بپاید.
  • شاه خشایارشا گوید: داریوش را پسران دیگری بودند٬ ولی چنان که اهورامزدا را کام بود٬ داریوش٬ پدر من٬ پس از خود٬ مرا بزرگ‌ترین کرد. هنگامی که پدر من داریوش از تخت کنار رفت٬ به خواست اهورامزدا من بر جای‌گاه پدر شاه شدم. هنگامی که من شاه شدم٬ بسیار ساختمان‌های والا ساختم. آن چه را که به دست پدرم ساخته شده بود٬ من آن را پاییدم و ساختمان دیگری افزودم. آن چه را که من ساختم و آن چه که پدرم ساخت آن همه را به خواست اهورامزدا ساختیم.
  • شاه خشایارشا گوید: پدر من داریوش بود؛ پدر داریوش ویشتاسب نامی بود. پدر ویشتاسب ارشام نامی بود. هم ویشتاسب و هم ارشام هر دو در آن هنگام زنده بودند٬ اهورامزدا را چنین کام بود٬‌ داریوش٬ پدر من٬ او را در این زمین شاه کرد. زمانی که داریوش شاه شد٬ او بسیار ساختمان‌های والا ساخت.[۷]

[ویرایش] جایگاه کنونی این سازه

در دورهٔ نو و با بازگشت و پیدایش حس میهن خواهی در میان ایرانیان و ارجگذاری به گذشتگان این سرزمین، تخت جمشید اعتبار بسیاری یافت. در زمان حکمرانی خاندان پهلوی در ایران به این بنا توجه فراوانی گردید و محمدرضاشاه پهلوی جشن‌های دوهزار و پانصد سال شاهنشاهی ایران را در این سازهٔ کهن انجام داد. با آغاز رویداد انقلاب اسلامی این سازه را یادگار شاهان خواندند و بسیار مورد بی‌مهری قرار دادند.از جمله آیت الله خلخالی اولین حاکم شرع دادگاههای انقلاب برای تخریب آن عازم شد، اما با مقاومت مردم و پرسنل پارسه ناکام ماند.[۸] ولی امروزه می‌توان تخت جمشید را نام‌آورترین و دوست‌داشتنی‌ترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست.

سد سیوند در ۹۵ کیلومتری شمال شیراز، ۵۰ کیلومتری شهر باستانی پارسه و حدود ۱۰ کیلومتری پاسارگاد بر روی رودخانهٔ سیوند ساخته شده‌است. رودخانهٔ پلوار بین این دو محوطهٔ باستانی ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو (تخت جمشید و پاسارگاد) در کنار آرامگاه کوروش و در دل تنگه بلاغی جریان داد.با آبگیری این سد مخالفت‌های بسیاری صورت گرفته‌است.معترضان به آب گیری سد سیوند معتقدند آب گیری این سد پیامدهای ناگواری را برای میراث فرهنگی و طبیعی منطقهٔ دشت پاسارگاد و تنگه بلاغی به همراه خواهد داشت.

[ویرایش] هنرهای معماری تخت جمشید

یکی از هنرهای معماری در تخت جمشید این است که نسبت ارتفاع سر درها به عرض آنها و همین طور نسبت ارتفاع ستون‌ها به فاصلهٔ بین دو ستون نسبت طلایی است. نسبت طلایی نسبت مهمی در هندسه‌است که در طبیعت وجود دارد. این نشانگر هنر ابرانیان باستان در معماری است.[نیازمند منبع]


[ویرایش] عکس‌ها

سراسر نمای شرقی-غربی از تخت جمشید

[ویرایش] جستارهای وابسته

[ویرایش] پیوند به بیرون

ویکی‌گفتآورد
مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های مربوط به
در ویکی‌گفتاورد موجود است.
ویکی‌انبار
در ویکی‌انبار منابعی در رابطه با
موجود است.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط امیرپاشا  | 

ببخشید ولی حس انسان دوستیم گل کرد....

اونایی که راجع به مسائل جنسی سوالاتی دارند

              بهشون پیشنهاد می کنم

کتاب های:"دانستنی های جنسی مردان و دانستنی های جنسی زنان مراجعه کنند"

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط امیرپاشا  | 

پرچم ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو
پرچم ایران
پرچم ایران

پرچم ایران، به رنگ‌های سبز، سفید، و قرمز، درمیان این سه رنگ بسته به نوع حکومت‌هایی که بر ایران فرمان‌روایی کرده‌اند گاه شیر و خورشید - که قدمت بیشتری دارد - و گاه سفید (بدون نشان) قرار گرفته‌است، هم اکنون و بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نشانی که بیان‌گر «الله» و شعار «لا اله الا الله» است به رنگ قرمز در میان پرچم و روی رنگ سفید قرار گرفته‌است، همچنین ۲۲ «الله‌اکبر» به رنگ سفید و به نشانه پیروزی انقلاب در روز ۲۲ بهمن، در حاشیه پایین رنگ سبز و حاشیه بالای رنگ قرمز قرار گرفته‌است.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] معنای رنگ‌های پرچم

  • سبز - نشانه خرمی و دوستی
  • سپید - صلح و دوستی (بر گرفته از نشانه زرتشتیان)
  • سرخ - نشان خون از دست رفتگان در راه ایران (شهیدان)

این سه رنگ از دیر باز در نمادهای ایرانی بکار می‌رفته‌اند. برای نمونه در نگاره‌هایی که از کاخ‌های شوش بدست آمده‌است این سه رنگ را با این ترتیب می‌توان دید.

قسمتی از یکی از دیوارهای کاخ‌های هخامنشی در شوش؛ این دیوار هم اکنون در موزه لوور موجود است.
قسمتی از یکی از دیوارهای کاخ‌های هخامنشی در شوش؛ این دیوار هم اکنون در موزه لوور موجود است.

[ویرایش] درفش کاویانی

نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی‌دهاک (ضحاک) برمی‌گردد. در آن هنگام، کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش‌بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شوند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید. فریدون نیز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پیش‌بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و در و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان درفش کاویانی پدید آمد. نخستین رنگ‌های پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه‌ای ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله تازیان به ایران، به ویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان، پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می‌گفتند؛

محمدبن جریر طبری در کتاب تاریخ خود به نام الامم و الملوک می‌نویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است، ۶۰ سانتی متر به حساب آوریم، تقریباً پنج متر عرض و هفت متر طول می‌شود. ابوالحسن مسعودی نیز در مروج اهب به همین موضوع اشاره می‌کند.

به روایت بیشتر کتاب‌های تاریخی، درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد. هر پادشاهی که به قدرت می‌رسید، تعدادی جواهر بر آن می‌افزود. به هنگام حمله اعراب به ایران، در جنگی که در اطراف شهر نهاوند درگرفت، درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور «بهارستان» نزد عمر بن خطاب، خلیفه مسلمانان، بردند، وی از بسیاری گوهرها، درها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود، دچار شگفتی شد و به نوشته فضل الله حسینی قزوینی در کتاب المعجم: «… سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانیدند.

[ویرایش] پرچم ایران پس از تازش تازیان

ترتیب سه رنگ سبز، سفید و سرخ در نمادهای ایران باستان
ترتیب سه رنگ سبز، سفید و سرخ در نمادهای ایران باستان

پس از تازش تازیان به ایران، ایرانیان تا ۲۰۰ سال هیچ درفش یا پرچمی نداشتند و تنها دو نفر از قهرمانان ملی ایران زمین، یعنی ابومسلم خراسانی و بابک خرمدین، دارای پرچم بودند. ابومسلم پرچمی یک سره سیاه رنگ داشت و بابک سرخ‌ رنگ، به همین روی بود که طرفداران این دو را سیاه‌جامگان و سرخ‌جامگان می‌خواندند. از آنجایی که علمای اسلام تصویرپردازی و نگارگری را حرام می‌دانستند تا سال‌های مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران بر روی درفش‌ها تصویر نمی‌شد.

[ویرایش] نخستین تصویر بر روی پرچم ایران

در سال ۳۵۵ خورشیدی (۹۷۶ میلادی) که غزنویان، با شکست دادن سامانیان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یک‌سره سیاه بود، زردوزی کنند. سپس در سال ۴۱۰ خورشیدی (۱۰۳۱ میلادی) سلطان مسعود غزنوی به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد؛ تا انقلاب اسلامی در سال (۱۹۷۹ میلادی).

[ویرایش] افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر

سكه شیر و خورشید دوران سلجوقی
سكه شیر و خورشید دوران سلجوقی

در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه‌هایی زده شد که بر روی آن نقش خورشید بر پشت شیرآمده بود؛ رسمی که به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت شد. در مورد علت استفاده از خورشید، دو دیدگاه وجود دارد: یکی اینکه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد (اسد) هم بوده و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است، به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر (برج اسد) با میانه تابستان نشان داده می‌شود. نظریه دیگر بر تأثیر آیین مهرپرستی و میتراییسم در ایران دلالت و از آن حکایت دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آیین، ایرانیان کهن ترجیح دادند خورشید در روی سکه‌ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد.

[ویرایش] پرچم در دوران صفویان

در میان شاهان سلسله صفویان که حدود ۲۳۰ سال بر ایران حاکم بودند، تنها شاه اسماعیل اول و شاه تهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند. پرچم شاه اسماعیل یک‌ سره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت. شاه تهماسب نیز چون خود زاده ماه فروردین (برج حمل) بود، دستور داد به جای شیر و خورشید تصویر گوسفند (نماد برج حمل) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکه‌ها ترسیم کنند. پرچم ایران در بقیه دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بود و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی می‌کردند. البته موقعیت و طرز قرار گرفتن شیر در همه این پرچمها یکسان نبوده، شیر، گاه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده. در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن. به استناد سیاحت نامه ژان شاردن جهانگرد فرانسوی در دوران صفویان استفاده از بیرق‌های نوک تیز و باریک که بر روی آن آیه‌ای از قرآن و تصویر شمشیر دو سر حضرت علی (ع) یا شیر خورشید بوده، رسم بوده‌است. به نظر می‌آید که پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده و نه چهارگوش.

[ویرایش] پرچم در عهد نادرشاه افشار

نادر که مردی خودساخته بود، توانست با کوششی عظیم ایران را از حکومت ملوک الطوایفی رها ساخته، بار دیگر یکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوی شرق تا دهلی و مرزچین، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد پیش روی کرد. در همین دوره بود که تغییراتی در خور در پرچم ملی و نظامی ایران به‌وجود آمد. درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته می‌شد و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت؛ اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دایره خورشید نوشته بود: «الملک الله». در تصویری که از جنگ وی با محمد گورکانی، پادشاه هند، کشیده شده‌است، سپاهیان نادر بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند که در گوشه بالایی آن نواری سبزرنگ و در قسمت پایینی آن نواری سرخ دوخته شده‌است. شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است و درون دایره خورشید آن باز هم «الملک الله» آمده‌است. بر این اساس می‌توان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است. زیرا در این زمان بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم‌های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.

[ویرایش] پرچم دوره قاجار

[ویرایش] پرچم چهار گوشه

در دوران آغا محمدخان قاجار، سر سلسله قاجاریان، چند تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد، یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که آغامحمدخان به دلیل دشمنی که با نادر داشت، سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد. دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت، با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود. در عهد فتحعلی شاه قاجار، ایران دارای پرچمی دوگانه شد. یکی پرچمی یکسره سرخ با شیری نشسته و خورشید بر پشت که پرتوهای آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتی آور این که شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت در حالی که در پرچم عهد جنگ چنین نبود. در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیک و سیاسی مرسوم شد. در تصویری که یک نقاش روس از ورود سفیر ایران «ابوالحسن خان شیرازی» به دربار تزار روس کشیده، پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر، پیشاپیش سفیر در حرکت است. سالها بعد، امیرکبیر از این ویژگی پرچم‌های سه گانه دوره فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت. برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار (جانشین فتحعلی شاه) تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد. در این دوره هم دو درفش یا پرچم به کار می‌رفته‌است که بر روی یکی شمشیر دو سر حضرت علی (ع) و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی و دومی درفش ملی و نظامی بود.

[ویرایش] امیرکبیر و پرچم ایران

پرچم شير و خورشيد ايران
پرچم شير و خورشيد ايران
پرچم شیر و خورشید نشان ایران با ابعاد استاندارد
پرچم شیر و خورشید نشان ایران با ابعاد استاندارد

میرزا تقی خان امیرکبیر، بزرگمرد تاریخ ایران، دلبستگی ویژه‌ای به نادرشاه داشت و به همین سبب بود که پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ‌های پرچم نادر را پذیرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه) و سراسر زمینه پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی ۱۰ سانتی متر در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پایین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد.

[ویرایش] انقلاب مشروطیت و پرچم ایران

پرچم شیر و خورشید ایران منقش به تاج شاهنشاهی
پرچم شیر و خورشید ایران منقش به تاج شاهنشاهی

با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشکیل مجلس، نمایندگان مردم در مجلس‌های اول و دوم به کار تدوین قانون اساسی و متمم آن می‌پردازند.

در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود: «الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است»، کاملاً مشخص است که نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بوده‌اند. زیرا اشاره‌ای به ترتیب قرار گرفتن رنگها، افقی یا عمودی بودن آنها، و این که شیر و خورشید بر کدام یک از رنگها قرار گیرد، به میان نیامده بود. همچنین درباره وجود یا نبود شمشیر یا جهت روی شیر ذکری نشده بود. به نظر می‌رسد بخشی از عجله نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده که استفاده از تصویر را حرام می‌دانستند.

نمایندگان نواندیش در توجیه رنگهای به کار رفته در پرچم به استدلالات دینی متوسل شدند، بدین ترتیب که می‌گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پیامبر اسلام و رنگ دین است، بنابراین پیشنهاد می‌شود رنگ سبز در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد.

در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد که رنگ سفید رنگ مورد علاقه زرتشتیان است، اقلیت دینی که هزاران سال در ایران به صلح و صفا زندگی کرده‌اند و این که سفید نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد.

در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، به ویژه امام حسین و جان باختگان انقلاب مشروطیت، به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره شد.

وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجاب شده بودند و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید کشاندند و این موضوع را این گونه توجیه کردند که انقلاب مشروطیت در مرداد ۱۲۸۵ هجری شمسی (۱۹۰۶ میلادی) به پیروزی رسید یعنی در برج اسد (شیر). از سوی دیگر چون اکثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند و اسدالله از القاب حضرت علی است، بنابراین شیر هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شیعیان. در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانه ماه مرداد به پیروزی رسید و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمای خود است، پیشنهاد شد خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنند که این شیر و خورشید هم نشانه علی باشد هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد، یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان، و البته وقتی شیر را نشانه پیشوای امام اول بدانیم، لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز به دستش بدهیم. بدین ترتیب برای اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکمیت ملی مطرح شد.

[ویرایش] پرچم دوره پهلوی

پرچم مصوبه قانون اساسی مشروطه تا دوره پادشاهی محمدرضا پهلوی استفاده می‌شد. در سال ۱۳۳۶ منوچهر اقبال، نخست وزیر وقت، به پیشنهاد هیاتی از نمایندگان وزارت خانه‌های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش‌نامه‌ای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص کرد. بخش‌نامه دیگری در سال ۱۳۳۷ در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر و طی آن مقرر شد طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد.

[ویرایش] سرود پرچم شیر و خورشید

نوشتار اصلی را بخوانید: سرود پرچم شیر و خورشید ایران

در دوره محمدرضا پهلوی سرود پرچم شیر و خورشید ایران تنظیم شد. آهنگ این سرود همان آهنگ سرود شاهنشاهی ایران است.

[ویرایش] پرچم بعد از انقلاب ۵۷

پرچم ایران پس از انقلاب ۵۷
پرچم ایران پس از انقلاب ۵۷

در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹ میلادی) در مورد پرچم گفته شده‌است که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشکیل می‌شود و نشانه جمهوری اسلامی (تشکیل شده با حروف الله اکبر) در وسط آن قرار دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط امیرپاشا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 5:26 بعد از ظهر  توسط امیرپاشا  | 

زمین پینت‌بال
زمین پینت‌بال

پـِینت‌بال (Paintball) یک نوع بازی گروهی که در آن چندین نفر در دو گروه رقیب با سلاحهایی که گلوله‌های رنگ پرتاب می‌کنند به مبارزه برای تسخیر پرچم گروه مقابل می‌پردازند.

پینت بال را می‌شود در فارسی در قیاس با تیراندازی، «رنگ‌اندازی» نامید.

پینت بال یک توپ(گلوله) ژلاتینی (از جنس ژلاتین کپسول دارویی) است. که داخل آن با رنگ خوراکی پر شده است و پس از شلیک توسط تفنگ (مارکر مخصوص این ورزش) و برخورد به هدف ترکیده و رنگ آن پخش می‌شود که این نشانه مورد هدف قرار گرفتن است. به سادگی می‌توانید تصور کنید در نگاه اول این ورزش به مانند یک میدان جنگ واقعی است که هر کس که مورد اصابت قرار گرفته و رنگی شود از بازی حذف می‌شود تا یک تیم کاملاً تیم دیگر را حذف کند. این تنها یکی از 100‌ها سناریوی (داستان) تعریف شده این ورزش است و یا حتی خود شما با توجه به سلیقه شخصی خود یک سناریو تعریف کنید. از این ورزش به دلیل هیجان زیاد آن به عنوان مهیج‌ترین ورزش جهان یا شطرنج زنده به دلیل فکری بون آن یاد می‌شود .


واژه های پرکاربرد این ورزش:

  • Marker: اسلحه، تفنگ: اسلحه ی بادی است که به‌وسیله ی آن توپ های رنگی مخصوص این بازی پرت می شوند.
  • Goggles: عینک محافظ: نام وسیله ایی است که برای حفاظت از چشمان و صورت استفاده می شود.
  • Doreetu : یک نوع سنگر بادی مثلثی شکل است که بازیکن باید روی زانوهای خود خم شده و از دو طرف آن شلیک کند .
  • Boddy Loder : پوسته مخزن گلوله ها را گویند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:32 بعد از ظهر  توسط امیرپاشا  | 

زرتشت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

پرش به: ناوبری, جستجو


این مقاله موضوع همکاری هفتهٔ جاری است.

برای انتخاب کردن همکاری هفتهٔ آینده رأی دهید!

تصویری خیالی از زرتشت (در عقب تصویر) و بطلمیوس در جلو. نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون ۱۵۱۰م.
تصویری خیالی از زرتشت (در عقب تصویر) و بطلمیوس در جلو. نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون ۱۵۱۰م.

زَرتُشت، زردشت، زردهُشت یا زراتُشت نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی یا مَزدَیَسنا و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است. در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرین‌رنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجام به معنای «ستاره زرین» است. در متون باستانی یونانی، معنای زرتشت برابر با ستاره‌شناس دانسته شده‌است.

معروف است که زایش زرتشت در روز ششم فروردین بوده‌است اما در متون پهلوی مانند گزیده‌های زادسپرم، فصل ۲۵، زایش زرتشت در آخرین روز اسفند و هنگام نوروز یاد شده است. درباره تاریخ زایش او دیدگاه‌های فراوانی وجود دارد. برآوردها از ۶۰۰ تا ۶۰۰۰ سال[۱] پیش از میلاد تفاوت دارند.

تولد زرتشت را در ایران‌ویج دانسته اند. پس از اعلام پیامبری در سن ۳۰ سالگی، زندگی بر زرتشت -در منطقه یاد شده‌ی ایران- سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال خاوری ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسب‌شاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز خور یا یازدهم اردیبهشت ماه (به نقل از متن پهلوی زادسپرم) در نیایشگاه بلخ بدست یک تورانی به نام توربراتور کشته شد.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] معنی نام زرتشت

[ویرایش] در اوستا

بیشتر از ده شکل برای نام زرتشت در زبان فارسی موجود است. زارتشت، زارهشت، زاردشت، زارهوشت، زردهشت، زراتشت، زرادشت، زرتهشت، زرهتشت، زره‌دست و زره‌هشت از این قبیل است ولی او خود را در گاتها زرتشتر می‌نامد و گاه نیز نام خانوادگی را که «سپیتمه» باشد افزوده می‌شود و به صورت «زرتشتر سپیتمه» یاد می‌شود.البته این نام خانوادگی را امروزه سپنتمان و یا اسپنتمان می‌گویند. ظاهراً معنی آن از نژاد سفید و یا از خاندان سفید است.

از بیشتر از دو هزار سال پیش تا به امروز هرکس به خیال خود معنی از برای کلمه زرتشت تصور کرده‌است.آنچه که مشخص است این است که این نام مرکب است از دو جزء «زرت» و «اشترا» هرچند که در سر زرت اختلاف بسیار است.البته اکثر تاریخ شناسان معتقدند زرد و زرین و پس از آن پیر و خشمگین معانی نزدیک تری هستندشاید هیچکدام درست نباشد زیرا کلمه زرد در خود اوستا «زیریت» است.البته «زرات» به معنی پیر آمده‌است ولی اینکه چرا در ترکیب با اشترا تبدیل به «زرت» شد باعث اختلاف نظر شده‌است.پهلوی شناس نامور ژاپنی وآیین زرتشت استاد گیکیواتیو.

در جزء دوم این نام اختلاف نظری نیست زیرا هنوز کلمه شتر و یا اشتر در زبان فارسی باقی است و هیچ شکی نیست که اسم پیغمبر مانند بسیاری از نام‌های قدیم ایرانی که با اسب و شتر و گاو مرکب است با کلمه شتر ترکیب یافته و «دارنده شتر» معنی می‌دهد و به همان معنی است که امروز در فارسی می‌باشد.برای نمونه فراشتر به معنی دارنده شتر راهوار و یا تندرو است.اسم پدر زرتشت پوروش اسپ بوده که مرکب است از پوروش به معنی دو رنگ و سیاه و سفید و اسپ.پوروش اسپ معنی دارنده اسپ سیاه و سفید را می‌دهد.[1]

[ویرایش] در بین یونانیان

در زبان یونانی استرا(ástra) به معنی ستاره ها و زوروس(zōrós) به معنی ضعیف نشده است.این قدیمی ترین معنی نسبت داده شده در زبان یونانی است. [۲] دینون یونانی آن‌را به «ستاینده ستاره» ترجمه کرده‌است..بارتولومه جزء نخست را «زرنت» ثبت کرده و «دارنده شتر پیر» معنی کرده‌است و دار «زراتو» دانسته و آن را «زرد» ترجمه کرده‌است.

[ویرایش] تبار و خانواده زرتشت

جد پدری زرتشت شخصی بود به نام پیترگتراسپه. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فری‌هیم‌رَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آن‌هاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَت‌واسْتَرَه، اورْوْتَتْ‌نَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود.مَیدیوماه پسرعموی زرتشت و نخستین کسی که به پیامبر ایمان آورد.

هر یک از فرزندان زرتشت وظایفی عمده بردوش داشتند. به عبارت دیگر پسر ارشد او نخستین موبد موبدان، پسر دوم نخستین رئیس و افسر رزمیان و پسر سوم، رئیس طبقه‌ی برزیگران بوده‌است.

لفظ اشو که به معنی مقدس روحانی و جسمانی راستی و درستی است و در اوستا زیاد آمده‌است صفت یا عنوان پیغمبر می‌باشد. به طوری که در اکثر جاهای اوستا آمده صفت اشو از جانب اهورا مزدا به زرتشت اختصاص یافته و دیگر مقامی بالاتر از آن نیست که آفریده‌ای از جانب آفریدگار بخشنده، به خطاب اشوئی مخاطب شود. اشوزرتشت را از دودمان مه‌آبادیان نامیده‌اند.

[ویرایش] خاستگاه زرتشت

از این پیامبر ایرانی‌ در یشت‌های‌ کهن‌ سخن‌ می‌آید که‌ در «ایران‌ویج (اَریّانَ و یَوچَه)‌» در ساحل‌ رود «دائیتی» در سرزمین‌ قبایل‌ ایرانی‌ زاده شد. در «زامیادیشت‌» زیستگاه‌ زرتشت‌ را در ناحیه‌ ئی‌ می‌داند که‌ در آن‌ دریاچه‌ «کوسَویّ» (که ممکن است همان دریاچه هامون باشد) است‌. به هر تقدیر ناحیه‌ «ایران‌ویج» گاه‌ خوارزم[۳]‌ پنداشته‌ می‌شود و گاه‌ آن را آذربایجان‌[۴] و بعضاً به سبب مراسمی‌ مذهبی‌ که‌ در ستایش‌ «اَرُدویسورااناهیتا» می‌شود آن را در سیستان[۵] ذکر کرده‌اند.همچنین هندشناسانی مانند مایکل ویتزل سرزمین اصلی وی را کوهستان های سرد افغانستان مرکزی دانسته اند[۶].در هر صورت زرتشت‌ از سرزمینی‌ کهنی‌ برخاست‌ که‌ مردمانش‌ آریایی‌ بودند.

زادروز زرتشت‌ را در فاصله‌ی‌ میان ۶۰۰ تا ۶۰۰۰ سال‌ پيش‌ از ميلاد مسيح‌ گفته‌اند. روايات‌ ايرانی، كه‌ برپایه‌ی منابع‌ پهلوی مانند بوندهشن‌ و اردای‌ ويرافنامه‌ تكيه‌ دارند و پس‌ از زوال‌ نفوذ آیین زرتشت‌، يعنی‌ ۲۰۰۰ سال‌ پس‌ از زمان‌ زندگی‌ او، نوشته‌ شده‌اند، ميلاد زرتشت‌ را سه‌ قرن‌ پیش از اسكندر مقدونی‌ می‌دانند.[نیازمند منبع] اين‌ روايت‌ موهوم‌ به‌ وسیله‌ی بيرونی و مسعودی‌ و ديگر نويسندگان‌ اسلامی‌ پايدار ماند و تا قرن‌ گذشته‌ نيز اعتبار خود را حفظ‌ كرد. از سوی دیگر ارسطو ( Aristotle ) و اودوكسوس‌ ( Eudoxus ) و هرمی‌ پوس‌ ( Hermippus ) می‌نويسند كه‌ زرتشت‌ پنج‌ هزار سال‌ پيش‌ از جنگ‌ تروا ( Trojan War ) می‌زيسته‌ است‌. ديوجانس‌ لائرتيوس‌ ( Diogenes Laertius ) از قول‌ هردمودروس‌ ( Hermodorus ) و كسانتوس‌ ( Xanthus ) همين‌ نظر را نقل‌ می‌كند. از سوی ديگر، ديودووروس‌ اريتريايی‌ ( Diodorus of Eretria ) و آريستو كسنوس‌ ( Aristoxenus ) می‌گويند كه‌ فيثاغورس‌ يكی از شاگردان‌ زرتشت‌ بوده‌‌است‌. از اين‌رو پلينی ( Pliny ) به‌ حق‌ شك‌ دارد كه‌ زرتشت‌ خود نام‌ يك‌ تن‌ بوده‌ يا چند تن‌ ديگر نيز همین‌ نام‌ را داشته‌اند. پس‌ از زرتشت‌، جانشينان‌ او كه‌ در ری‌ ، واقع‌ در سرزمين‌ ماد، برترين‌ مسند روحانی دين‌ زرتشت‌ را در دست‌ داشتند زراتشتر اتما ( Zarathushtratema ) يعنی زرتشت‌ واران‌ ناميده‌ شدند.

بررسی‌هايی‌ كه‌ در صد و پنجاه‌ سال‌ پیش، نخست‌ در اروپا و پس‌ از آن‌ در آمريكا در زمينه‌ی ادبيات‌ و مذاهب‌ و زبان‌های خاوری‌ انجام شده، این موضوع را مورد بررسی قرار داده‌است. زبان‌ اوستايی خويشاوند زبان‌ سانسكريت‌ است‌. گاتاها يا سرودهای مقدسی كه‌ به‌دست زرتشت‌ ساخته‌ شده‌اند، طنينی عتيق‌ همانند سرودهای‌ ريگ‌ - ودا، دارند. همچنين‌ نزديكی‌ محسوسی‌ میان دستور زبان‌ و وزن‌ و سبك‌ سرودهای‌ ريگ‌ - ودا ، و دستور زبان‌ و وزن‌ و سبك‌ گاتاهای‌ زرتشت‌ موجود است‌، و در حقيقت‌ ساختمان‌ صرفی‌ زبان‌ گاتاها از ساختمان‌ صرفی‌ سرودهای ريگ‌ - ودا، ابتدایی‌تر و ساده‌تر است‌. در هر حال‌ اكنون‌ اين‌ دیدگاه وجود دارد كه‌ تصنيف‌ گاتاها نمی‌تواند به‌ طور جداگانه‌ و در يك‌ فاصله‌ زمانی دور از زمان‌ تصنيف‌ وداها صورت‌ گرفته‌ باشد، و عصر زرتشت‌ را حداقل‌ يك‌ هزار سال‌ پیش از مسيح‌ می‌دانند.‌

[ویرایش] منابع

  • بخش خاستگاه برگرفته از زرتشت کیست؟
  • گاتها، قدیمی ترین بخش اوستا /تالیف و ترجمه ابراهیم پورداوود، انتشارات اساطیر، تهران.
  • اوستا، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، انتشارات مروارید، تهران.
  1. http://en.wikipedia.org/wiki/Zoroaster
  2. ^ a b Schlerath 1977, pp. 133-135.
  3. Elton L. Daniel, The History of Iran. 2001. ISBN 0-313-30731-8
  4. G. Gnoli, Zoroaster's time and homeland, Naples, 1980
  5. http://www.britannica.com/EBchecked/topic/546704/Sistan
  6. M. Witzel, "The Home Of The Aryans", Festschrift J. Narten = Münchener Studien zur Sprachwissenschaft, Beihefte NF 19, Dettelbach: J.H. Röll 2000, 283-338. Also published online, at Harvard University (LINK)

[ویرایش] پیوند به بیرون

ویکی‌گفتآورد
مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های مربوط به
در ویکی‌گفتاورد موجود است.



عناوین مربوط به مزدیسنا فروهر

تاریخچه دین زرتشت

زرتشت | گشتاسب | مزداپرستی در دوره هخامنشی | مزداپرستی در دوره اشکانی | مزداپرستی در دوره ساسانی | تاریخ زرتشتیان پس از اسلام | پارسیان هند | زرتشتیان ایران | دبیرستان فیروز بهرام


مفاهیم
اهورامزدا | اهریمن | امشاسپندان | سوشیانس |هوشیدر | زروان | فرجام‌شناسی | هوم | آتش‌های مقدس | مغ | گئوش‌اورورن | دیوها | اردویسور اناهید | فروهر


افراد مهم
زرتشت | گشتاسب | کرتیر | تنسر | موبدان | ابراهیم پورداوود | بابک خرمدین | فرهنگ مهر | منوچهرجی جاماسپ‌آسانا


آیین‌ها و اماکن مقدس
جشن‌ها | گاهنبار | سدره‌پوشی | آیین‌های طهارت | درون | برسم | کستی | ور | گاهشماری زرتشتی | کعبه زرتشت | آتشکده‌ها |استودان | برج خاموشان | چک‌چک


نوشته‌های دینی
گاهان | اوستا | خرده‌اوستا | بندهشن | دینکرد | زادسپرم | شایست نشایست | زند | پازند | مینوی خرد | اردویرافنامه | دادستان دینی | آفرینگان | سی‌روزه | نیایش‌ها | ماتیکان گجستک ابالیش | ادبیات پهلوی | اوستاشناسی


+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط امیرپاشا  | 

۳۰۰

پوستر فیلم ۳۰۰
کارگردان زاک اسنایدر
نویسنده زاک اسنایدرفرانک میلر
بازیگران جرارد باتلر
لنا هدی
دیوید ولهام
میشل فسبندر
ونسنت رگان
رودریگو سانتونو
موسیقی تایلر بیتس
تدوین ویلیم هوی
توزیع‌کننده برادران وارنر


مدت ۱ ساعت و ۵۷ دقیقه
زبان انگلیسی






۳۰۰ (سیصد) عنوان فیلمی سینمایی محصول آمریکاست که در سال ۲۰۰۷ به روی پرده رفته است. این فیلم به کارگردانی زاک اسنایدر (به انگلیسی: Zack Snyder)، از روی کتاب مصوری نوشته فرانک میلر به همین نام توسط شرکت «برادران وارنر» ساخته شده‌است. در سال ۱۹۶۲ (۱۳۴۱) نیز فیلم دیگری به نام سیصد اسپارتی بر اساس این کتاب ساخته شده بود.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] داستان فیلم

داستان فیلم اقتباسی است از نبرد ترموپیل که در سال ۴۸۰ پیش از میلاد بین سپاه ایران در زمان خشایارشا با سپاه یونان در زمان لئونیداس اتفاق افتاده است. در این داستان، ۳۰۰ نفر از رزم‌آوران اسپارت در برابر سپاه یک میلیونی خشایارشا مقاومت می‌کنند. این نبرد در تنگهٔ ترموپیل در نزدیکی آتن رخ می دهد و حدود سه روز به طول می‌انجامد. ارتش امپراتوری هخامنشی در برابر ۳۰۰ رزم آور اسپارتی در تنگهٔ ترموپیل متوقف می شود و تنها زمانی موفق می شود آنها را شکست بدهد که در اثر خیانت یک یونانی، راه دیگری برای دور زدن آنها و محاصره اسپارتی‌ها پیدا می شود.

[ویرایش] اکران فیلم

فیلم ۳۰۰ که با استفاده از فناوری پرده آبی ساخته شده، توجه بینندگان و منتقدان بسیاری را به خود جلب کرده‌است و یک بازی رایانه‌ای نیز بر اساس آن منتشر شده‌است.[۱] این فیلم از ۱۸ اسفند ۱۳۸۵ (۹ مارس ۲۰۰۷) در آمریکا به نمایش عمومی در آمد و در دو روز آخر هفته با استقبال بسیاری در آمریکا روبرو شد و به فروشی معادل هفتاد میلیون دلار رسید[۲]

[ویرایش] واکنش برخی ایرانیان در مقابل فیلم

این فیلم ایرانیان را وحشی و غارتگر و سربازان یونان را فداکار و دلاور می‌نمایاند. همین امر باعث واکنش ایرانیان نسبت به ساخت و نمایش این فیلم شد؛ واکنش‌هایی که هم به شکل رسمی و هم به شکل غیر رسمی در فضای مجازی اینترنت نمود پیدا کردند.

تعداد زیادی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، اقدام به ایجاد یک بمب گوگلی (تارنمایی که در اثر پیوندهای زیادی که به نشانی آن ایجاد شده، در رتبه‌های بالای جستجوی گوگل قرار می‌گیرد) زدند. به این ترتیب، وب‌گاهی که توسط ایرانیان برپا شده بود و در آن ابعاد مختلف اعتراض ایرانیان به چشم می‌خورد، در صفحهٔ اول جستجو به دنبال نام این فیلم در گوگل دیده می‌شد.[۳]

هم‌چنین ایرانیان اقدام به برپایی یک طومار اینترنتی علیه ساخت و نمایش این فیلم کردند (پیوند) که تا پایان زمان جمع‌آوری امضا، بیش از پنجاه هزار امضای مجازی برای آن جمع شده بود. در این طومار، با اشاره به تمدن ایران در دوران هخامنشی می‌آید: «ما از شرکت برادران وارنر، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین تولید کنندگان فیلم و برنامه‌های تلویزیونی در دنیا انتظار نداشتیم که حقایق به اثبات رسیدهٔ تاریخی را نادیده بگیرد، و با به تصویر کشیدن ارتش ایران در جنگ ترموپیل به شکل وحشیان دیوآسا به شهرت خود نیز لطمه برساند.» (برگردان از متن انگلیسی[1])

آنها می‌گویند علاوه بر تحریفات تاریخی که در فیلم رخ می‌نماید، چهره ایرانیان بی شباهت به هیولاها نیست، در حالی که در اصل کتاب مصور فرانک میلر نیز ایرانیان به همین شکل به تصویر در آمده‌اند. فیلم بسیار به رمان مصور فرانک میلر وفادار است.

خانهٔ سینما در روزهای پایانی سال ۱۳۸۵ در نامه‌ای اقدام هالیوود در دنیای کوچک سینما را محکوم کرد. گروه فیلم و سینمای فرهنگستان هنر هم در نامه‌ای به یونسکو، تولید و پخش فیلم سیصد را «مخرب‌تر از تخریب بناها و آثار ارزشمند مرتبط با میراث تمدنی ملل و اقوام» خواند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط امیرپاشا  | 

چیدن سفره هفت سین از آئین‌های نوروزی است
چیدن سفره هفت سین از آئین‌های نوروزی است

نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با ۲۱ مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن‏ یک ماه ادامه داشته ‌است. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی داشت، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.

 

تاریخچه

جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می‌باشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده‌است. در اوستا نیز هیچ اشاره‌ای به این جشن نشده‌است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.

با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می‌پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می‌کرد.

همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می‌شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می‌شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می‌کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می‌کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می‌شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.


جشن‌هایی که از آن روزگار به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن می‌آید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است.

نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده‌است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پاره‌ای در دگرگشت‌های زمانه از بین رفته‌اند. از رسم‌های بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.

نوروز در آیات و روایات

در کتاب بحارالانوار علامه مجلسی درباره نوروز روایات متعددی وجود دارد، در جلد ‪ ۵۹‬بیش از ‪ ۴۵‬صفحه به نقل از امام صادق نقل شده‌است که به معلی بن خنیس فرمودند:ای معلی! همانا نوروز روزی است که پروردگار جهان از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند، به او شرک نورزند و به پیامبران و امامان ایمان بیاورند، نوروز اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و بادهای ناگهانی وزیدن گرفت و ستاره زمین در چنین روزی ایجاد شد، روزی است که علی در نهروان پیروز شد و گلهای زمین در آن روز خلق شد، در چنین روزی کشتی نوح بر کوه جودی نشست، همان روزی که جبرئیل بر پیامبر نازل شد، همان روزی که ابراهیم بتها را شکست، روزی که پیامبر؛ علی را بر دوش خود حمل کرد تا بتهای قریش را سرنگون کند و در چنین روزی است که مهدی ظهور خواهد کرد


آیین‌های نوروزی

بانوی ايرانی در كنار سفره هفت سين
بانوی ايرانی در كنار سفره هفت سين

خانه‌تکانی

خانه‌تکانی از دیگر آئین‌های نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکانی شروع می‌شود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو می‌شود و پاک و پاکیزه می‌گردد.

چنان زوایای خانه را می‌روبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.

وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی می‌شود.

پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن می‌شود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرف‌هایی زیبا می‌ریزند و خیس می‌دهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.

کارت شادباش

کاری که پس از شکل گیری روش‌های جدید ارتباطی مانند نامه‌نگاری، یا شکل جدیدتر آن نامه‌های الکترونیکی رواج یافته، ارسال کارت شادباش است؛ یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارت‌های شادباش فرا می‌رسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی می‌کنند، البته کاری پسندیده‌است، امروزه و بعد از رواج تلفن بیشتر به یک تلفن برای گفتن تبریک سال نو پس از تحویل سال بسنده می‌کنند.

دید و بازدید

دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... می‌روند.

روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می‌رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می‌زنند و دیدارها تازه می‌کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت‌هایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می‌شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش می‌گیرند.

 مسافرت نوروزی

از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا ۱۴ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست می‌آید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر می‌کنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر می‌روند و دیگران را به شام و ناهار دعوت می‌کنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به مشهد می‌روند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز می‌گردند.

غذاهای روز اول عید

اغلب مردم، روز اول عید نوروز سبزی پلو و ماهی، کوکو سبزی و آش می خورند. اگرچه غذاهایی دیگری نیز رواج دارد. برای مثال کردها صبح روز اول عید خورشت قورمه سبزی می پزند.

دیگر آیین‌ها

آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بوده‌است.

تا چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی مرسوم بوده‌است. در گیلان و مازندران و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه می‌افتادند و اشعاری در باره نوروز می‌خواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود:

باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، ...

این پیک‌های نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا می‌گرفتند و سورسات نوروزی خود را جور می‌کردند.

تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئین‌های رایج بوده‌است. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پائین‌ترین قشرهای اجتماعی می‌سپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می‌کرد و فرمان‌های شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان می‌داد.

آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع می‌دانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن می‌پرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمی‌کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده‌است.

حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:

سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط امیرپاشا  | 

اغلب گالیله را نخستین کسی می‌‌دانند که از تلسکوپ برای مشاهدات نجومی بهره گرفت. تا آن زمان شناخت بشر از آسمان محدود به قوه بینایی بود و ابزاری برای مشاهده آسمان وجود نداشت. اخترشناسانی چون گالیله و کپلر به کمک تلسکوپ دامنه آگاهی بشر از هستی را وسعت بخشیدند. این منجمان با بهره گیری از تلسکوپ، بر باورهای باطل بشر درباره مرکزیت زمین در کائنات، خط بطلان کشیدند.

تلسکوپ در سده ۱۸ میلادی برای ستاره‌‎شناسان به ابزاری غیر قابل چشمپوشی بدل شده بود. با پیشرفت فن تراش عدسی‌ها و دانش اپتیک، تلسکوپهای بزرگ‌تر و بهتر در رصد خانه‌ها نصب شد. حال آدمی سیارات و ستارگانی را می‌‌دید که پیش از اختراع تلسکوپ از وجود آنها بی خبر بود. او به یاری تلسکوپ پی برد جهان بزرگ‌تر از پندارهایش است.

با افزایش بزرگنمایی و وضوح تصاویر تلسکوپها، دامنه شناخت بشر از دنیای پیرامونش، بزرگ و بزرگ‌تر شد. با این حال در آغاز سده بیستم، اغلب ستاره شناسان اعتقاد داشتند که، جهان فقط از یک کهکشان تشکیل شده است که همان راه شیری است که منظومه خورشیدی از اجزای آن است.

در سال ۱۹۲۴ ادوین هابل، ستاره شناس امریکایی با استفاده از تلسکوپ ۱۰۰ اینچی خود کهکشانهای بسیاری، خارج از کهکشان راه شیری، رصد کرد. وی مشاهده کرد که کهشکانها در حال دور شدن از یکدیگر هستند. پس جهان در حال گسترش است. کشف وی بار دیگر مرزهای شناخت هستی را فروریخت و در پی آن نظریه انفجار بزرگ مطرح شد که تاکنون بهترین پاسخ به دورشدن کهکشانهاست.

اخترشناسان برای مشاهده بهتر آسمان، تلسکوپها را در کوهستانها و نواحی عاری از گرد و غبار و نور شهرها، نصب می‌کنند با این وجود برای رصد آسمان، در بند شرایط جوی هستند.

[ویرایش] انواع تلسکوپ

تلسکوپ گالیله‌ای

بزرگنمایی در این تلسکوپ‌ها بر اساس یک عدسی که در جلوی دهنه تلسکوپ قرار دارد انجام می‌گیرید و روش استفاده شده در آنها مانند دوربین‌های دوچشمی معمولی است. هزینه این تلسکوپ‌ها در سطوح حرفه‌ای عموماً بسیار بیشتر از مدل‌های دیگر است، و کیفیت بهتری را نیز ارائه می‌کنند.

تلسکوپ نیوتنی
یک تلسکوپ مدرن آماتوری
یک تلسکوپ مدرن آماتوری

بزرگنمایی در این تلسکوپ‌ها بر اساس یک آینه مقعر انجام می‌شود که روی آن پوششی از آلومینیوم دارد. پوشش آلومینیومی باعث می‌شود که اکسیده شدن آن باعث از بین رفتن قابلیت بازتاب آینه نشود. در بعضی دیگر از تلسکوپ‌ها از نقره استفاده می‌شود سپس روی آن پوششی قرار می‌گیرد که اکسیده نشود.

روش کارکرد این تلسکوپ‌های نیوتونی بدین صورت است: ابتدا پرتوها وارد تلسکوپ می‌شوند، سپس توسط آینه مقعر اصلی به نزدیکی دهانه تلسکوپ باز می‌گردند، و از آنجا توسط یک آینه یا منشور به سمت چشمی تلسکوپ بازتابیده می‌شوند.

این تلسکوپ‌ها عموماً قیمت مناسبی نسبت به نوع‌های دیگر دارند، و استفاده زیادی از آن‌ها بخصوص در نجوم آماتوری می‌شود.

تلسکوپ‌های نیوتونی عموماً طول بلندی دارند، همچنین پس از مدتی نیاز به تمیز کردن آینه، و پس از آن بسته به کیفیت روکش آلومینیوم آینه، نیاز به تجدید روکش دارند.

تلسکوپ کاسگرین

تلسکوپ‌های نیوتنی عموماً بلند هستند، و هنگامی که اندازه آینه اصلی آنها بزرگ‌تر می‌شود، طول تلسکوپ بسیار زیاد می‌شود. برای حل این مشکل از روشی به نام کاسگرین استفاده می‌شود.

در این روش، مرکز آینه اصلی تلسکوپ توسط تکنولوژی خاصی سوراخ شده، و چشمی در پشت تلسکوپ قرار می‌گیرد. همچنین آینه یا منشور جلوی تلسکوپ که پرتوهای نور را به سمت بدنه، یه چشمی هدایت می‌کرد، اکنون تنها پرتوها را به صورت مستقیم به آینه اصلی بازتاب می‌کند.

تلسکوپ فضایی مادون قرمز IRAS
تلسکوپ فضایی مادون قرمز IRAS

در این روش به دلیل اینکه پرتوها طول تلسکوپ را دوبار طی می‌کنند، طول تلسکوپ به نصف کاهش می‌یابد.

از روش کاسگرین در لنزهای آینه‌ای دوربین‌ها نیز استفاده می‌شود.

تیغه اشمیت

در بسیاری از تلسکوپ‌های امروزی، برای رفع مشکلات و خطاهای نوری که بخاطر نوع تراش آینه بوجود می‌آید، در دهانه تلسکوپ تیغه باریکی به نام تیغه اشمیت قرار می‌گیرد که کار تصحیح این خطا را بر عهده دارد و بر اساس تراش و خطای آینه ساخته می‌شود.

تلسکوپ اشمیت-کاسگرین

تلسکوپ اشمیت-کاسگرین به تلسکوپی گفته می‌شود که از هر دو فن‌آوری کاسگرین و تیغه اشمیت در آن استفاده شده باشد. این روش عموماً برای تلسکوپ‌های ۸ اینچ به بالا به کار می‌رود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط امیرپاشا  |